تبليغاتX
سخـن
سخـن

وب سایت شخصی سیروس اویسی

 

       نحو (syntax) عبارت است از نظم واژه‌ها در عبارات و جمله‌ها، يا شيوة تركيب واژه‌ها و رابطة آنها با ديگر عناصر جمله و نيز رابطة جمله‌ها با هم. اما دستور (grammar) كاري فراتر از بحث در سطح جمله انجام مي‌دهد. بخش زيادي از تحول زبان كه در سبكهاي تاريخي و منطقه‌اي ديده مي‌شود مربوط به نحو است تا به واژه.  ساخت نحوی یا نظم کلام، به واژه نقش مي دهد و زمينة را براي اجراي نقش معنايي آن فراهم مي آورد.

      كيفيت نظم واژگان و ساخت نحوي يك گزاره، نسبت ميان ايدة ما و پديده‌ها را تعيين مي‌كند. وقتي کلام بر مدار نحو طبيعي زبان حرکت کند در واقع نگرش گوینده به موضوع خنثي و طبیعی است. وقتی یکی از عناصر جمله از جای طبیعی خود جابجا ‌شود، در واقع موقعيت آن عنصر در نگاه گوینده تغيير كرده است. به قول لونگينوس ‌ «تغيير نظم طبيعي كلمات، مسير انديشه را تغيير مي‌دهد». تغيير نظم واژگان، نتايج معنایی کاملاً متفاوتی به بار مي‌آورد. هر واژه‌ای که از جايگاه نحوي خود به جای دیگری در جمله منتقل شود موقعيت معنايي‌اش در جمله ارتقا يا تنزل پیدا می‌کند. به عبارت ديگر تغییر نظم کلام رتبة عناصر زبان را ارتقاء و تنزل می‌دهد. معمولاً یک عنصر زبانی که در ابتداي جمله قرار گیرد، جايگاه آن والاتر می‌شود و مورد تأکید قرار می‌گیرد. مطالعات نحوی نشان مي‌دهد كه معنا در ساختهای نحوی مشابه چقدر مي‌تواند متفاوت و متحول شود.


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه 3 بهمن1387 توسط سیروس اویسی|
 

در جوامع گستردۀ امروزی، زبان‌ها علاوه‌بر اينكه در مناطق جغرافيايی گوناگون گويش‌های متفاوتی دارند، درميان گروه‌های اجتماعی و دسته‌های مختلف مردم و نيز در گفتار و نوشتار متفاوت‌اند. چنين جوامعی، برای ايجاد ارتباط كلامی ميان افراد، ناچار از داشتن يک گونۀ زبانی فراگيرند، و آن زبانی است كه در كتاب‌های درسی و روزنامه‌ها و نوشته‌ها و سخنرانی‌ها و دانشگاه‌ها و مدارس و در اخبار راديو و تلويزيون به‌كار می‌رود. زبان‌شناسان اين گونۀ زبان را زبان معيار ناميده‌اند. به عبارت ديگر، زبان معيار زبان نوشتاری مشترک و مطلوب عامۀ تحصيل‌كردگان جامعه است‌. با اين توضيح‌، واژه‌ای كه به يكی از گروه‌های زير تعلّق داشته‌باشد از جمله واژگان زبان معيار نيست‌:

   واژه‌های عاميانه‌: مقصود واژه‌هايی است كه عمدتاً در ميان عوام رايج است و برای آن‌ها تعريف دقيقی عرضه نشده و تحصيل‌كردگان و اهل علم و ادب از به‌كار بردن آن‌ها در نوشته‌ها و سخنرانی‌های خود پرهيز می‌كنند. واژه‌های «ماس‌ماسک‌»، «مشنگ‌»، «دفتردستک‌» و «قاطی‌پاطی» ازاين‌قبيل است‌.
   واژه‌های فارسی مهجور: منظور اصلی ما از به‌كار گرفتن واژه انتقال مفهوم است؛ بنابراين، استفاده از واژه‌های فارسی متداول به استفاده از واژه‌های فارسی مهجور، كه فهم مطلب را برای اكثر فارسی‌زبانان مشكل می‌كند، ترجيح دارد. همين حكم دربارۀ بسياری از واژه‌های عربی متداول نيز صادق است‌. بسياری از كلمات عربی چنان با واژه‌های فارسی درآميخته‌اند كه گاه تميز آن‌ها از واژه‌های فارسی، جز برای اهل فن‌، آسان نيست‌. حذف اين نوع واژه‌ها و جانشين كردن واژه‌های فارسی نامتداول‌، اگر به‌ضرورت مشكلات علمی واژه‌گزينی، مثلاً اشتقاق‌پذير نبودن واژۀ عربی نباشد، حاصلی جز ايجاد زحمت در فهم مطلب ندارد. واژه‌هايی مانند «چنگار» (به‌جای «سرطان»)، «خدو» (به‌جای «بزاق»)، «آخشيج‌» (به‌جای «تناقض»)، «آهنجيده‌» (به جای «انتزاعی») و «اَمردادی» (به‌جای «بی‌‌مرگی») ازاين‌قبيل‌اند.

ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه 30 اردیبهشت1387 توسط سیروس اویسی| |
 

(مقاله­ی برگزیده­ی ششمین کنفرانس آموزش زبان و ادبیات فارسی ایران)

رشت 21ـ23 آبان 86

سیروس اویسی

مدرس دانشگاه آزاد اسلامی کرمانشاه، دبیر زبان و ادبیات فارسی

 

چکیده

بحث گروه­های اسمی و عناصر و اجزای تشکیل دهنده­ی این گروه­ها و نیز رابطه­ای که بین این    اجزا برقرار است، از جمله مباحث مهم در دستور زبان است، که در کتب درسی دوره­ی متوسطه نیز به آن پرداخته شده است. اما از آنجاکه روابط بین اجزای گروه مراتبی دارد و این مراتب در کتب درسی به خوبی مورد بررسی قرار نگرفته و تبیین نشده است، لذا در این مقاله سعی شده برای تبیین بهتر روابط بین اجزای گروه اسمی راه­حل مناسبی ارائه گردد. از طرف دیگر چارچوب مشخصی در رسم نمودار درختی گروه­های اسمی وجود ندارد و دبیران این رشته، تا حدودی، با این مسأله برخورد سلیقه­ای دارند و هریک به شیوه­ی خود به رسم نمودار گروه اسمی می­پردازند. در این مقاله سعی شده است که برای رسم نمودار گروه اسمی چارچوب مشخصی که بر یک نظریه­ی زبان­شناسی استوار است ارائه شود، با توجه به نقشی که گروه­های اسمی در دستور زبان دارند، اهمیت طرح این مقاله مشخص می­گردد.


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه 14 آذر1386 توسط سیروس اویسی| |

 

(متن کامل این مقاله در شماره ی 82 رشد آموزش زبان و ادب فارسی با عنوان « تکیه تاملی در یک مثال »به چاپ رسیده است.)

 

سيروس اويسي

دبير زبان و ادبيات فارسي شهرستان هرسين

 

 

مقدمه

تکيه يکي از مهمترين واحدهاي زبرزنجيري گفتار است که اکثر زبان­شناسان درباره­ي آن اتفاق نظر  دارند اما جاي قرار گرفتن آن در زبان­هاي مختلف متفاوت است .                                                    

در برخي زبان­ها جاي هجاي با تکيه در واژه ثابت است . مثل زبان­هاي چک و مجار. در برخي زبان­ها جاي هجاي با تکيه را با توجه به مقوله­ي دستوري واژه مي­توان پيش­بيني کرد. مانند زبان فارسي. برعکس، در برخي زبان­ها ، جاي هجاي با تکيه در واژه­ها نامشخص است . برخي زبان­ها چند درجه تکيه دارند . مانند زبان انگليسي و در برخي زبان­ها مانند زبان فرانسه اصلا تکيه وجود ندارد.1                           

تکيه باعث وحدت و يگانگي کلمه مي­شود.2 ومارا در شناسايي مرز هجاها و کلمات و گاه مفاهيم مختلف ياري مي دهد3 . به عبارت ديگر تقسيم کلام را به واحدهاي متوالي براي شنونده آشکار مي­سازد.  به­خصوص، در زبان­هايي که تکيه­ي ثابت دارند ، في­المثل در لهجه­ي يزدي وجود يک تکيه­ي ثابت روي هجاي اول هر واژه تجزيه­ي کلام را به واحدهاي معنايي عملي مي­سازد.4                                          

پيش از پرداختن به مطلب ، لازم است تعاريف مختلفي را که در کتاب­هاي زبان­شناسي درباره­ي تکيه آمده­است در اينجا يادآوري کرد .


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه 30 تیر1385 توسط سیروس اویسی| |